معبد عظیم بهائیان در آمریکا و روابط آنها با آمریکا
دکتر شبلی در کتاب (مقارنه الادیان )مینویسد :((زیست بهائیان در شهر عکا در قلب
اسرائیل چنان صهیونیستها و بهائیان را به هم پیوند داده ,که بهائیان نسخه دوم یهود شده اند و در اسرائیل برای تشکیل مجلس عالی بهائیان یک نفر یهودی آمریکایی بنام ((میسیون))را به عنوان رهبر تمام بهائیان جهان انتخاب کردند.
و با کمال تاسف برای اینکه در آمریکا مردم را به اسلام بد بین نمایند،بنام اسلام،به ترویج بابیگری و بهائیگری و قادیانیگری پرداخته اند،عبدالفتاح ملیجی در مجله الوعی الاسلامی مینویسد:در آمریکا دسته هایی به نام اسلام از مرام بابیت و قادیانی گری و از همه بیشتر از مرام بهائیت حمایت میکنند و برای پیشرفت این فرقه ها در تلاشند.
سپس اضافه میکند ((در شهر دیلمت نزدیک شیکاگو در ایلیسوی،کاخ مجللی بنام معبد بهائیان درست کرده اند که میتوان گفت از بزرگترین معابدی است که در آمریکا من دیده ام.اگر بگویم حدود 16 ملیون دلار صرف آن شده است تعجب نکنید،در صورتی که بهائیان در آمریکا تعداد زیادی نیستند،و شخص میلیونری نیز میان آنان نیست،از همه مهمتر آنکه در هنگام ورود به معبد ،نخستین منظره ای که به چشم میخورد نقشه بزرگی از اسرائیل است))
این است خطر اسرائیل و خطر طرفداران بهائیت ،که در هر زمان از ابتدا تا حال دوش به دوش استعمار ،برای تضعیف و متلاشی کردن پیوند مسلمانان بوجود آمده است.
از گفتنی ها اینکه :عباس افندی و قتی قدرت انگلیس را ضعیف میبیند و آمریکا را صاحب نفوذ و پیشرفت سریع میابد به جانب آمریکا رو میاوردودر سفری به آمریکا خطاب به سران آ»مریکایی میگوید:
((امشب من نهایت سرور را دارم که در چنین مجمع و محفلی وارد شدم،من شرقی هستم الحمدلله در مجلس غرب حاضر شدم ،و جمعی را میبینم که از روی آنان نور انسانیت در نهایت جلوه و ظهور است.....))
سپس آمریکایی ها را به سرمایه گذاری در ایران تشویق کرده ومیگوید:
((از برای تجارت و منفعت ملت آمریکا،مملکتی بهتر از ایران نه،چه که مملکت ایران مواد ثروتش همه زیر خاک پنهان است،امیدوارم ملت آمریکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر شود)) (خطابات جلد1 ص 33)
نیز از شواهد ارتباط سران بهائی با امریکا،مسافرت (احمد سهراب) در عصر رهبری عباس افندی به امریکا بود ،او در امریکا به تبلیغ بهائیت پرداخت،و پس از مرگ عباس افندی در سال 1300 شمسی ،تسلیم جانشین قلابی او شوقی افندی نشد ،و خود را پیشوای بهائیان بعد از عباس افندی خواند که فرقه ای بنام (بهایی سهرابی)بوجود آمد.
در اين مقاله به مطالب زير پي خواهيد برد
احساس خطر امام خميني از نفوذ بهائيان در وزارتخانه ها
بهائيت سردمدار برنامه هاي انحرافي عصر مشروطه
بابي گري و بهائي گري آغاز گر تروريست در تاريخ معاصر ايران
نقش بهائيت در راه اندازي شبكه جاسوسي بي بي سي بخش فارسي
ديدارار 30 نفر از سرمايه داران بهايي با نماينده سازمان سيا
نقش بهائيان در برگزاري جشنهاي ضد اسلامي 2500 ساله شاهنشاهي
دانشجويان بهائي راهنمايان مهمانان خارجي در جشنهاي ضد اسلامي 2500 ساله شاهنشاهي
توطئه بهائيان تحت حمايت پنهاني رژيم جهت ثبت نمودن خود در زمره اقليتهاي مذهبي ايران در زمان حضور نمايندگان سازمان ملل در جشن 2500 ساله
اگر از رئيس جمهور آمريكا بپرسند كه از ايران چه ميخواهي خواهد گفت : ميخواهم نظام جمهوري اسلامي نباشد.
قطعا اين , خلاصه و عصاره همه درگيري هاي آمريكا در طول ربع قرن اخير با ايران است . البته طبيعي
است كه چنين باشد , زيرا رژيم شاه , ايران را دربست در اختيار آمريكا قرار داده بود و خود شاه همچون عروسكي كوكي دردست دولتمردان آمريكائي بود كه به اراده و خواست آنها عمل مي كرد. از دست دادن چنين رژيمي و شاهد تاسيس يك نظام حكومتي ديني با آرمانها و اصول ضداستعماري بودن در ايران , براي آمريكا ضربه اي مهلك بود كه فقط با از ميان رفتن اين نظام قابل جبران است . درست به همين دليل است كه دولتمردان آمريكائي خواهان براندازي نظام جمهوري اسلامي هستند و به هر چيزي براي رسيدن به اين هدف متوسل ميشوند.
طراحان آمريكائي , براي براندازي نظام جمهوري اسلامي , مهره هائي را در نظر دارند كه بايد به عنوان آلت فعل در اختيار آمريكا باشند و طبق اراده آمريكا عمل كنند. سلطنت طلب ها , منافقين , گروهك هاي ضدانقلاب , عناصر وابسته و فرقه هاي استعمار ساخته از جمله اين مهره ها هستند. در طرح شطرنجي كه آمريكا ترتيب داده , هر يك از اين مهره ها نقش خاص خود را بازي خواهد كرد. اصولا فلسفه ايجاد اين فرقه ها همين بود كه در زمان مقتضي به مثابه مهره مورد نظر عمل كنند.
در جنجال هاي تبليغاتي ماه هاي اخير عليه نظام جمهوري اسلامي , فرقه استعمار ساخته بهائيت كه دست پرورده انگليس است و اكنون همچون مهره اي در اختيار آمريكا قرار دارد , نقش فعالي داشت. (امام خميني(ره))
اين مقاله عهده دار معرفي سابقه اين فرقه است تا مشخص شود تحركات بهائيت در ماه هاي اخير با ماهيت اين فرقه كاملا منطبق است و دولت آمريكا از اين فرقه به عنوان مهره اي كه بايد نقش خاص خود را در طرح شطرنجي مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايفا كند استفاده كرده است . همراه با بررسي سوابق تاريخي , مروري بر ديدگاه امام خميني (ره ) درباره اين فرقه خواهيم داشت , مروري كه عمق بينش بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي در اين زمينه را كاملا به نمايش ميگذارد.
از ديدگاه امام خميني , فرقه بهائي , يك گرايش مذهبي نيست بلكه يك حزب سياسي است كه در گذشته مزدور و جاسوس انگليس بوده است و اكنون نيز عامل قدرت هاي استكباري , به ويژه آمريكا مي باشد و با صهيونيسم , همسو , متحد , و داراي هدف مشترك است و به عبارت ديگر , بهائي , عامل صهيونيسم نيز مي باشد . (1 )
امام خميني كه بر حزب بودن و جاسوس بودن فرقه بهائي تاكيد مكرر دارد , ويژگي هاي منفي ذيل را نيز براي فرقه مذكور برمي شمارد : ضديت و عناد ديرينه با اسلام و مسلمانان , توطئه گري مستمر عليه اسلام و مسلمانان , تلاش و توطئه مداوم براي كسب قدرت سياسي و به دست گرفتن حكومت از زمان ناصرالدين شاه تاكنون , نفوذ در ميان مراكز و محافل و جريان هاي سياسي و اجتماعي به منظور منحرف كردن و يا به دست گرفتن عنان اين جريان ها و مراكز , تحريك رژيم شاه براي مبارزه با اسلام و مسلمانان و تلاش براي استحكام روابط رژيم شاه با رژيم صهيونيستي , اتحاد و همدستي با رژيم شاه عليه اسلام و عليه ميهن , و بسياري از ويژگي هاي منفي ديگر . (2 )
اكنون به منظور فهم بهتر سخنان و ديدگاه هاي امام خميني درباره فرقه استعمار ساخته بهائي , مروري بسيار اجمالي و فهرست گونه , بر توطئه ها و عملكرد خيانت آميز فرقه مذكور به اسلام و ايران مي نماييم .
از همان ابتدا كه فرقه بهائي توسط استعمار انگليس پديد آمد , سران و پيروان اين فرقه پس از مقدماتي به انحاي مختلف در صدد برآمدند حكومت و قدرت سياسي را دردست بگيرند و تحت حمايت انگليس , دولتي تشكيل بدهند. براي همين منظور بود كه شورش هايي در سراسر ايران به راه انداختند و توطئه هايي را به منظور كشتن اميركبير و ساير افرادي كه در برابر آن ها ايستاده بودند , تدارك ديدند. البته نخستين حركت سازمان يافته بهائيان براي تصاحب قدرت , به شكست انجاميد , ولي آن ها از توطئه هاي مداوم باز نايستادند و به طور مستمر تلاش نمودند. آخرين موجي كه بهائيان براي كسب قدرت سياسي به راه انداختند و تا حدود زيادي نيز توانستند به طور غيررسمي , قدرت سياسي و مالي و... را به دست بگيرند , به دهه چهل همين قرني كه در آن قرار داريم , باز مي گردد . در آغاز سال 1340 هـ . ش , بعد از آن كه مرجع مشهور و قدرتمند شيعه حضرت آيت الله العظمي بروجردي رحلت
كرد , بسياري از جريان هاي سياسي و اجتماعي و فرقه اي كه نسبت به دين اسلام كينه داشتند و دشمن ميهن و ملت ايران نيز محسوب مي شدند , ناگهان به حركت افتادند. يكي از اين جريان ها , فرقه منحرف بهائي بود. فرقه مذكور كه در اين زمان با صهيونيسم و استكبار كاملا پيوند خورده و عاملي براي آن ها شده بود , به شدت به حركت افتاد تا با حركت خزنده , نيمه پنهان و غيررسمي , حاكميت سياسي را در ايران به دست گيرد و يا اين كه حداقل چنان نفوذي در حاكميت سياسي پيدا كند كه بتواند روند امور و سياست هاي كلي را در جهت اهداف اين فرقه , تنظيم نمايد. به همين دليل , هنگامي كه امام خميني در آغاز دهه چهل در واكنش به همه توطئه هايي كه عليه اسلام و ميهن تدارك مي يافت , قيام كرد , موضوع مبارزه با نفوذ روزافزون بهائيان و كودتاي آرام آن ها براي كسب حاكميت سياسي را يكي از اهداف قيام اعلام كرد. در اين زمان , امام خميني , توطئه مداوم و تاريخي بهائيان براي كسب قدرت سياسي و برانداختن اسلام را يادآوري كرد و فرمود :
عمال اسرائيل در ايران , هر جا انگشت مي گذاري , مي بيني كه يكي از اينها در مراكز حساس , مراكز خطرناك , والله مراكز خطرناك براي تاج اين آقا , ملتفت نيستند اينها , اينها آنها بودند كه در شميران تهران توطئه كردند ناصرالدين شاه را بكشند , مملكت ايران را قبضه كنند , شما تاريخ نگاه كنيد , تاريخ كه مي دانيد , در نياوران توطئه كردند , در نياوران چند نفر رفتند ناصرالدين شاه را ترور كنند و يك عده هم در تهران بودند كه حكومت را قبضه كنند. اينها حكومت را از خودشان مي دانند , اينها در كتابهايشان نوشته اند , در مقالاتشان نوشتند حكومت مال ماست , بايد ما يك سلطنت جديدي به وجود بياوريم , يك حكومت جديدي به وجود بياوريم , حكومت عدل . همينهايي كه يك همچنين سونظرها و سونيتهايي را دارند , از دربار گرفته تا آن آخر مملكت از اين اشخاص آنجا موجود است
آقا بترسيد شما از اينها , يك جانورهايي هستند اينها. در وزارتخانه موجود است , من انگشت رويش گذاشتم ديدم , يكي از وزرا گفت نيست اينطور , بعد شاهد برايش فرستادم , شاهد برايش فرستادم كه با سند نوشته بود كه اين جوري است . الان هم موجود است و من اسم كثيفش را نمي دانم . در وزارتخانه موجود است , در ـ عرض مي كنم كه ـ ارتش موجود است . خوب اي ارتش محترم توي دهن اينها بزن , تو مسلماني . صاحب منصبان ارتش بسيارشان مردم خوبي هستند با من هم گاهي رابطه دارند , يعني رابطه اي كه پيغام مي دهند , اينها بعضيشان خوب هستند , خوب جلو بگيرند از اينها , جلو بگيرند از يك اشخاصي كه با مذهبشان مخالف اند , با تخت و تاجشان مخالف اند , با مملكتشان مخالف اند , با استقلالشان مخالف اند , با اقتصادشان مخالف اند , خوب شما جلو بگيريد , برويد خواهش كنيد كه اينها را بيرون كنند , از بزرگ ترها خواهش كنيد3.
موج دوم حركت توطئه آميز بهائيان براي كسب قدرت سياسي , در عصر مشروطيت رخ داد. در اين زمان به دليل شكست هايي كه بهائيان در موج نخست متحمل شدند , تصميم گرفتند اين بار به طور غيرآشكار براي كسب قدرت تلاش نمايند و با نفوذ در ميان جريان هاي عصر مشروطه , روند نهضت را به طرف مقاصد خود سوق بدهند. در ميان انجمن هاي مخفي و آشكار دوره مشروطه , بهائياني نفوذ كرده
بودند كه توانستند تاثير زيادي در منحرف كردن اين نهضت به سمت مبارزه با دين بگذارند. افرادي مثل ملك المتكلمين , سيدجمال واعظ يحيي دولت آبادي و... كه فراماسون و بابي مسلك بودند , انجمن سري براي كشاندن مشروطه به سمت و سوي موردنظر تشكيل داده بودند. البته چون اين افراد مي دانستند افكارشان مورد قبول عموم واقع نمي شود , راه منافقانه اي در پيش گرفتند و در ظاهر طريقي پيش گرفتند كه انحراف آن ها چندان محسوس نشود. اين گروه در اساس نامه سري خود نوشته بودند : براي اين كه از اول گرفتار حمله مخالفين و مستبدين و ملاها نشويم , بايد طوري وانمود كنيم كه تمام مطالب ما با اسلام مطابق است . بايد به روحانيون متنفذ نزديك شويم تا به اهدافمان برسيم , البته لازم است كاري كنيم كه از منظور اصلي ما آگاه نشوند. ...
اگر مطالب انحرافي و جريان هاي منحرف عصر مشروطه را ريشه بابي كنيم , به روشني خواهيم ديد كه همگي به طيف متحد ضددين , يعني بهائيان , فراماسون ها و جاسوسان و عوامل استعمار غرب باز مي گردد.
دايره فعاليت بهائيان در دوره مشروطه به نفوذ آن ها در ميان جريان هاي فكري و فرهنگي و سياسي مشروطه و كشاندن اين نهضت به انحراف , محدود نمي شود , بلكه در آدم كشي و ترور نيز عوامل اين فرقه دست داشتند. در اين زمينه اگر كاوش كنيم , مشاهده خواهيم كرد كه سرنخ بسياري از ترورها و آدم كشي هاي دوره مشروطه در دست بهائيان بوده است . فرقه بهائي هركس را كه احساس مي كرد مانعي بر سر راهش مي باشد. به شكل مستقيم و غيرمستقيم اقدام به از ميان برداشتن آن شخص مي كرد.
اساسا در تاريخ معاصر ايران , تروريسم با بابي گري و بهائي گري آغاز شد و اين دو موضوع به تدريج چنان پيوندي باهم برقرار كردند كه در اواخر دوره قاجاريه , بهائي گري با تروريسم مترادف شد. در دوره مشروطه و اواخر قاجاريه , شبكه ها و گروه هاي تروريستي كه سران و گردانندگان آن ها بهائي بودند , فعاليت گسترده اي به راه انداختند و افراد متعددي را ترور كردند.
در دوره مشروطه و اواخر دوره قاجاريه , نفوذ فرقه بهائي در ميان سازمان ها و تشكيلات آن دوره افزايش يافت . همچنان كه پيروان اين فرقه در كودتاي سوم اسفند 1299 نيز شركت فعال داشتند . به همين دليل بود كه يكي از سران اين فرقه به نام موقرالدوله , در دولت سيدضيا , وزير فوايد عامه و تجارت و فلاحت شد. موقرالدوله پسري نيز به نام حسن موقر داشت كه بخش فاسي بي بي سي را بنيان گذاري كرد و رئيس محفل بهائيان انگليس نيز شد.
در دوره پهلوي , به ويژه در زمان محمدرضاخان , نفوذ و قدرت بهائيان به شدت افزايش يافت و عناصر بهائي در بخش هاي مختلف سياسي , نظامي , فرهنگي و اقتصادي به مناصب بالادست يافتند. به عنوان نمونه , افراد زير قابل ذكر است : 1 ـ ايادي . اين شخص كه توسط غرب (به ويژه انگليس ) قدرت يافت , از مهره هاي مهم جاسوسي غرب محسوب مي شد. ايادي بيش از هشتاد شغل داشت . برخي از شغل هاي او چنين بود : پزشك ارتش , پزشك شاه و دربار كه هر روز با شاه ديدار داشت . رئيس بهداري كل ارتش , رئيس اتكا , رئيس سازمان دارويي كشور , اختياردار شيلات جنوب و ده ها شغل مهم و پول ساز ديگر. نفوذ ايادي در ميان دربار محمدرضاخان چنان بود كه بسياري از وزرا توسط وي انتخاب مي شدند و او توانست همه بهائيان را به سركارهاي مهم منصوب كند. به طوري كه در دوره نفوذ ايادي , هيچ بهائي در ايران بيكار نبود. نفوذ بهائيان در دوره ايادي چنان بود كه فردوست كه از مهره هاي مهم دربار شاه بود , در كتاب خاطراتش مي گويد : نمي دانم در دوره محمدرضا , بهائيان بر ايران حكومت مي كردند يا محمدرضا , ولي با چشم مي ديدم كه سرنخ همه امور مهم در دست
بهائيان است .
2 ـ عباس هويدا . عباس هويدا يكي ديگر از بهائيان مشهور دوره محمدرضا پهلوي بود . هويدا از بهمن 1343 تا مرداد 1356 در سمت نخست وزيري , عمر خود را صرف خدمت به بهائيان كرد. انتصاب هويدا به نخست وزيري , نه تنها خشم عموم مرد را برانگيخت , بلكه حتي طرفداران شاه را نيز ناراحت كرد. ساواك در يكي از گزارش هايش در اين باره چنين آورده است : سناتور جهان شاه صمصام در پايان جلسه روز 1343,11,17 مجلس سنا به سناتور مسعودي گفت : حيف است بر اين مملكت كسي چون هويدا كه بهائي است , حكومت كند . بنابراين , حدود 13 سال , بالاترين منصب سياسي و حكومتي ايران در دست يك عنصر بهائي قرار داشت .
3 ـ پرويز ثابتي . اين شخص كه در شرح زندگي خود به طور آشكار به بهائي بودن افتخارمي كند , معاون ساواك شاه بود. او نقش مهمي در سركوب مبارزان بويژه مبارزان مسلمان و علما داشت .
4 ـ اسدالله صنيعي . صنيعي منصب وزارت جنگ را برعهده داشت و در نفوذ دادن بهائيان در اركان نظامي ايران تلاش مي كرد.
5 ـ هوشنگ نهاوندي . نهاوندي در مناصبي مثل رياست دانشگاه شيراز , رياست دانشگاه تهران , وزارت و... به بهائيان خدمت كرد.
6 ـ منوچهر شاهقلي . شاهقلي كه در سال 1353 منصب وزارت آموزش عالي و سپس به منصب وزارت بهداري انتخاب شد , بهائي ديگري است كه به مناصب بالا دست يافت .
7 ـ سپهبد خسرواني كه توسط همسرش (مليحه نعيمي بهائي و جاسوس شناخته شده انگليس ) به فرقه بهائي گرويد , از چهره هايي است كه در مناصب حساس (معاونت نخست وزير و سرپرست سازمان تربيت بدني ) به فساد و تبهكاري پرداخت .
8 ـ فرخ روپارسا . اين زن بهائي نيز مدتي وزير آموزش و پرورش بود و گلوگاه فرهنگ و آموزش كشور را در دست داشت .
9 ـ سپهبد علي محمد خادمي كه آجودان مخصوص شاه بود , در مناصبي مثل رياست ستاد نيروي هوايي , رياست هواپيمايي كشوري و... به بهائيان خدمت كرد.
اگر بخواهيم به همين صورت نام بهائياني را كه در رژيم پهلوي به مناصب مهم دست يافتند , بنگاريم , فهرستي به دست خواهد آمد كه صدها نفر در آن ديده خواهد شد. بنابراين به همين نمونه ها اكتفا مي كنيم .
بهائياني كه در زمان شاه به مناصب مهم دست يافته بودند , عموما عضو سازمان هاي جاسوسي غرب و فراماسون محسوب مي شدند. اساسا تشكيلات فراماسون در ايران توسط بهائيان گسترش يافت . به عنوان مثال , در سال 1335 , يكي از ماموران سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) كه چارلز كولاك نام داشت , حدود 30 نفر از سران و سرمايه داران بهائي و يهودي را جمع كرد و اولين كلوپ روتاري در ايران را توسط بهائيان و يهوديان تشكيل داد.
نه تنها سرنخ بسياري از برنامه ها و سياست هاي كلي رژيم در دست بهائيان بود , بلكه سران اين فرقه به پيروان خود دستور مي دادند در همه موارد با سياست ها و برنامه هاي شاه همكاري كنند. به عنوان مثال در جريان برگزاري جشن هاي ضد اسلامي و منحوس 2500 ساله , از طرف مركز جهاني بهائيان به همه پيروان اين فرقه دستور داده شد تا شاه را در جريان برگزاري جشن هاي ضد اسلامي و ضد ايراني 2500 ساله ياري نمايند . در يكي از اسناد ساواك در اين زمينه چنين مي خوانيم :
موضوع : شركت در مراسم جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي ايران
بقرار اطلاع از بيت العدل اعظم به محفل ملي در ايران دستور داده شده كه بهائيان مقيم ايران بنحو احسن در جريان برگزاري مراسم جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي شركت و ترتيبي بدهند تا انجام مراسم از جانب بهائيان باشكوهتر و چشم گيرتر از شركت ساير اقليتهاي مذهبي ديگر باشد. ضمنا اطلاع واصله حاكيست كه بهائيان 50 باب از مدارس يادبود جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي را تاكنون خريداري نموده اند .
ملاحظات : پيرامون صحت و سقم مطالب فوق تحقيق و نتيجه را با تعيين اينكه علاوه بر 25 مدرسه كه بهائيان قبلا خريداري كرده بودند آيا 25 مدرسه ديگر نيز خريداري كرده اند يا خير اعلام نمايند.
علاوه بر اين , حتي مقرر شد راهنمايان مهمانان خارجي نيز از ميان دانشجويان بهائي برگزيده شود تا رژيم شاه به اين اطمينان برسد كه هيچ كس به صورت درگوشي نيز به مهمانان خارجي چيزي درباره اوضاع اسف بار داخل ايران نخواهد گفت . در اسناد ساواك نام تعداد زيادي از دانشجويان بهائي را مي يابيم كه عهده دار راهنمايي مهمانان خارجي جشن ها شده اند.
زمان برگزاري جشن هاي منحوس 2500 ساله , مقطع بسيار حساسي در تاريخ قدرت گيري بهائيان در ايران است . در ايران زمان , بهائيان قصد داشتند تحت حمايت پنهاني رژيم و با استفاده از فرصتي كه در جريان برگزاري جشن ها به وجود آمده بود , تظاهرات ساختگي و مصنوعي به راه اندازند و به اصطلاح از رژيم شاه و سران كشورهاي جهان بخواهند , بهائيان در ايران به رسميت شناخته شوند تا بهتر و موثر بتوانند رشد نمايند. در واقع اين حركت نوعي توطئه و نوعي كودتا براي به دست گرفتن كامل و رسمي حكومت و قدرت سياسي در ايران بود. در يكي از اسناد ساواك درباره تظاهرات بهائيان و هدفي كه اين تظاهرات داشتند , چنين مي خوانيم :
موضوع : بهائيان
بهائيان ايران قصد دارند همزمان با جشنهاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي ايران هنگاميكه روساي ممالك يا نمايندگان كشورهاي مختلف در ايران هستند تظاهراتي برپا نمايند و خود را معرفي كنند و به سازمان ملل متحد بنويسند كه تعداد بهائيان ايران به صد هزار نفر ميرسد بايد ما را دولت ايران بعنوان اقليت مذهبي برسميت بشناسد و هم اكنون در فكر آمارگيري ميباشند و مهاجرت آنان آغاز گرديده كه جامعه روحانيت ايران از تهران به آقاي شريعتمداري در قم اينموضوع را متذكر شده اند.
نظريه يكشنبه :
تحقيقات بيشتر در مورد صحت و سقم موضوع ادامه دارد هرگنونه اخبار مكتسبه بموقع گزارش خواهد شد.
در پرونده جشنهاي دو هزار و پانصد ساله بايگاني شود. همان طور كه در سند ساواك نيز اشاره شده است , رژيم شاه و بهائيان , قصد داشتند به اين فرقه ضاله در ايران رسميت بدهند , ولي از واكنش مردم مسلمان ايران و روحانيون به وحشت افتادند و اين كار را به فرصت ديگري موكول نمودند. خوشبختانه چنين فرصتي نه تنها هرگز به دست نيامد , بلكه رژيم شاه و بهائيان وهمه عوامل پيدا و پنهان استكبار , با خروش انقلابي مردم مسلمان ايران به رهبري امام خميني به زباله دان تاريخ فروغلتيدند. بدين ترتيب , آخرين موج توطئه و تهاجم بهائيان با وقوع انقلاب اسلامي در هم كوبيده شد.
بهائيان در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز هر گاه اربابان استعماري و استكباري آن ها دستور داده اند , تحت عناوين مختلف به تكاپو عليه انقلاب و جمهوري اسلامي ايران پرداخته و خواسته اند در توطئه و ضديت با دين و ميهن آزادي عمل داشته باشند , ولي از آنجا كه طبق نظر امام خميني , اين فرقه , يك فرقه مذهبي نيست بلكه حزبي است كه براي صهيونيسم و استكبار ودشمنان دين و ميهن جاسوسي مي كند و در راستاهاي اهداف آن ها گام برمي دارد , هرگز در داخل نظام اسلامي كسي نخواسته است به سخن اين جاسوسان اعتنايي كند , زيرا جاسوسي به خودي خود جرم است و هيچ كشوري نمي تواند با جاسوسان و كساني كه رويه دائمي و تاريخي آن ها جاسوسي و حركت در مسير اهداف دشمن است , كنار بيايد و يا با آن ها مدارا كند. جاسوساني كه نيات پليد خود را به كرات در عمل نشان داده اند.
در پايان , بخشي از سخنان امام خميني را كه اين فرقه را يك حزب جاسوس و عامل بيگانه مي داند , نقل مي كنيم . اين سخنان امام خميني در سال 1362 كه ريگان رئيس جمهور آمريكا به حمايت از اين حزب جاسوس برخاسته بود , ايراد شده است . امام خميني در بخشي از اين سخنان مي فرمايد : بعضي راديوها پخش كردند صحبت رئيس جمهور آمريكا را , ملاحظه كرديد كه از همه دنيا استمداد كرد براي اين كه اين بهائي هايي كه در ايران هستند و مظلوم اند! و جاسوس هم نيستند! و به جز مراسم مذهبي به كار ديگري اشتغال ندارند! و ايران براي همين كه اين ها مراسم مذهبيشان را بجا مي آورند! 22 نفرشان را محكوم به قتل كرده است ... اگر اين ها جاسوس نبودند , شما (ريگان ) صدايتان در نمي آمد. اين ها يك مذهب نيستند , يك حزب هستند , يك حزبي كه در سابق , انگلستان آن ها را پشتيباني مي كرد و حالا هم آمريكا دارد پشتيباني مي كند. اين ها جاسوس اند. اگر جاسوس نباشند , خوب بسياري از مردم ديگر هم هستند كه اين ها انحرافات عقيدتي دارند , كمونيست هستند , چيزهاي ديگر هستند , لكن محاكم ما به واسطه كمونيست بودن آن ها يا انحراف عقيده داشتن آن ها , آن ها را نگرفتند و حبس نكردند4...
نقشي كه فرقه جاسوس و استعمار ساخته بهائيت در ماه هاي اخير در همراهي با جنجال هاي تبليغاتي آمريكا براي تحت فشار قرار دادن نظام جمهوري اسلامي ايفا كرد , عمق شناخت امام خميني نسبت به اين فرقه وابسته را نشان داد. هر چند اكنون از اين تحركات تا حدودي كاسته شده است , ولي بهائيت همواره در اختيار آمريكاست تا در شرايط مقتضي به مثابه مهره مورد نياز عمل كند. بنابراين , همه بايد تحركات عناصر اين فرقه جاسوس را با دقت زير نظر داشته باشند و به آنها مجال ايفاي نقش مورد نظر اربابانشان را ندهند.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 17 ص 460 و 461 و جلد اول , ص 233 و 389
2 ـ صحيفه امام جلد 17 , ص 460 و 461 , جلد اول ص 227 و 233 و 346 و 389 و 230 و ... , جلد 2 , ص 23 و 299 و ...
3 ـ صحيفه امام , جلد اول , ص 388 تا 390
4 ـ صحيفه امام , جلد 17 , ص 459 تا 461
از ديدگاه امام خميني , فرقه بهائي , يك گرايش مذهبي نيست بلكه يك حزب سياسي است كه در گذشته مزدور و جاسوس انگليس بوده است و اكنون نيز عامل قدرت هاي استكباري , به ويژه آمريكا مي باشد و با صهيونيسم , همسو , متحد , و داراي هدف مشترك است و به عبارت ديگر , بهائي عامل صهيونيسم نيز مي باشد
امام خميني : اگر اين ها (بهائي ها) جاسوس نبودند , شما (ريگان رئيس جمهور آمريكا) صدايتان درنمي آمد. اين ها يك مذهب نيستند , يك حزبي هستند كه در سابق , انگلستان آن ها را پشتيباني مي كرد و حالا هم آمريكا دارد پشتيباني مي كند. اين ها جاسوس اند. اگر جاسوس نباشند , خوب بسياري از مردم ديگر هم هستند كه اين ها انحرافات عقيدتي دارند , لكن محاكم ما به آن ها كاري ندارند. اين ها يك جانورهايي هستند كه سو نظر و سو نيت دارند